به نام خدا
قدرت تأثير سخنان مثبت
«هر آنچه کودکان مي شنوند همان مي شوند»
لغات و عبارات انتقادي يک اثر پايدار روي کودکان مي گذارد و در خيلي از مواقع آثار آن مي تواند بسيار مخرب تر از آسيب بدني باشد . درست است که اين لغات در يک زمان کوتاه گفته مي شود ولي اثر آن مثل صداي آنکه « من تو را دوست ندارم » ساليان سال مي ماند .
« چوب و سنگ مي تواند استخوانهايم را بشکنند ولي اسم گذاشتن ، لقب دادن ها ، کلمات منفي ، عبارات منفي هرگز ضرر نمي رساند . » يک دروغ آشکار است اين لغات نه تنها آسيب مي رسانند بلکه جراحتي ايجاد مي کنند که يک عمر زمان مي برد تا بهبود يابد .
هر آنچه کودکان مي شنوند همان مي شوند .
مطالب زير درباره قدرت تأثير کلمات بر زندگي کودکان مي باشد . کلمات بر افراد اثر مي گذارد . هر لغت و جمله اي که به کودکان گفته مي شود به همراه خود پيام مهمي درباره کودک و رابطه او با دنياي خويش دارد .
هنگامي که کودک پيامهاي دريافتي را دروني مي سازد اين پيامها تبديل به يک باور مي شوند که تجربيات آينده او را معين مي کنند حتي اگر او از اين باور ناآگاه باشد آن باور هنوز هم اثرات خود را بر همه شئونات زندگي او دارد . متأسفانه کودکان به آن توانايي نرسيده اند تا مطالبي را که به ذهنشان وارد مي شود جداسازي کنند و مانع بعضي از آنها شوند . آنها نمي توانند بگويند « من اين تعريف را مي پذيرم و آن انتقاد را نمي پذيرم » . ديدگاه يک کودک نسبت به والدينش به عنوان اينکه آنها عقل کل هستند و همه چيز را مي دانند و سخنانشان مثل يک قانون و حکم قدرتمند است ، مي باشد . ابتدا او يک شنونده اي منفعل در برابر والدينش است . بعداً کودک مي تواند بازگردد و برنامه هاي اوليه خود را بازنگري کند .
در امريکا خيلي از زندانيان معتقدند پيامهاي اوليه اي را که از والدينشان دريافت کرده اند اين بود : « يکي از همين روزها سر از زندان در مي آوري »
در زير مثالهايي از اثرات کاربرد منفي لغات در زندگي کودکان را ملاحظه مي کنيد .
|
جملات آزاردهنده |
باور منفي کودکان |
پيامد مخرب زندگي |
|
صدايت را برايم بلند نکن |
عصبانيت من بد است . من نمي توانم احساساتم را آشکارا بيان کنم |
کودکان ناراحتي خود را مخفي مي کنند تا باعث خشنودي ديگران شوند |
|
تو مرا مي کشي |
من باعث درد مادرم شدم |
کودک فکر مي کند مسئول مشکلات ديگران است و وقتي بزرگ شد بعنوان يک بزرگسال او اجباراً سعي مي کند مشکل ديگران را حل کند . |
|
چرا مثل برادرت نيستي |
من فرد مقبول و شايسته ای نيستم |
کودک خود را با ديگران مقايسه مي کند و احساس خودکم بيني مي کند . |
|
کارشما هيچوقت درست نيست |
من احمق هستم ، من بي کفايت و نالايق هستم |
کودک دلسرد و افسرده مي شود . او به اين باور است که نمي تواند موفق باشد . بنابراين هرگز سعي و تلاش نمي کند . |
تجربيات زير آثار کاربرد نادرست جملات يا لغات را نمايان مي سازد ، هر چند که هنوز هم ممکن است در زندگي شما بکار برده شود . به دوران کودکي خود بازگرديد و لغات ، اصطلاحات ، جملات منفي که توسط والدين ، دوستان ، معلم و ... به شما گفته شده است را به ياد بياوريد امواج کلمات ، جملات منفي بکاربرده شده مکرراً به گوشتان مي رسد عبارات زير باعث تجديد خاطره در شما مي شود .
کلماتي که آسيب و آزار مي رساند
· هرگز به چيزي نمي رسي
· نمي تواني کاري را درست انجام دهي
· من هميشه نگران تو هستم
· اطاقت هميشه نامرتب است
· کي مي شه تو يادبگيري
· توبدترکيب زشت هستي
· تو تنبل هستي
· تو چاق هستي
· تو مغرور هستي
· تو ضعيف هستي
· چرا مثل خواهر و برادرت نيستي
· اگربلدنيستي چيزخوبي بگويي هيچ وقت صحبت نکن
· اي کاش تو هرگز بدنيا نيامده بودي
· مرا اذيت نکن
· پسر بزرگ گريه نمي کند
· همش تقصير تو است
· شما « دختر » و « پسر » بدي هستي
· و ...
گروه مشاوره اردکان![]()
به نام خدا
انواع شخصيت ها در ارتباطات
1- شخصيت سازشگر
کلمات : موافقت آميز
بدن : حالت رقت آميز
درون : احساس بي ارزشي
فرد سازشگر همواره سخنانش در جهت جلب توجه ديگران و خودشيريني است و سعي دارد از هر موضوعي که موجب ناخوشايندي ديگران شود ، معذرت خواهي کند و هرگز مخالفتي نشان ندهد .
بطور کلي او « انسان بله » است . به نحوي صحبت مي کند که گويي قادر نيست براي شخص خود کاري انجام دهد و همواره احتياج دارد تا شخص ديگري کارهاي او را تأييد کند .
2- شخصيت سرزنشگر
کلمات : مخالفت آميز
بدن : وضع ملامت کننده دارد
درون : احساس تنهائي و ناموفقي
سرزنشگر ، ايرادگير و خودکامه و ارباب است . مانند بالا دستها رفتار مي کند و به نظر مي رسد که اينطور مي گويد « اگر تو نبودي ، همه کارها درست بود » احساس سفتي عضلات و اندام ها است . فشار خون هم در حال بالا رفتن است . صدا خشن ،گرفته و اغلب زير و بلند است .
براي آنکه سرزنشگري تمام عيار باشيد ، بايد هر چه ممکن است با صداي بلندتر و رفتاري ستمگرانه تر رفتار کنيد . هر کس يا هر جزيي را خوار و پست کنيد .
3- شخصيت حسابگر :
کلمات : بيش از اندازه معقول
بدن : حساب مي کند
درون : احساس آسيب پذيري
حسابگر بسيار مرتب و معقول است و اصلاً نشان نمي دهد که احساسات دارد . فردي است آرام ، خونسرد ، آسوده خاطر . او را مي توان با ماشين حسابگر يا کتاب لغت مقايسه کرد . بدنش خشک و سرد و از نظر ديگران بريده است .
صدايش خشک و يکنواخت بوده ، کلماتي که به کار مي برد نيز به نظر انتزاعي مي رسد .
زماني که حسابگر هستيد ، از طولاني ترين کلماتي که ممکن باشد ، استفاده مي کنيد حتي اگر معناي آنها را درست ندانيد . بدين طريق لااقل هوشمند جلوه مي کنيد . اما پس از تمام شدن قسمت اول ، ديگر کسي به حرف هاي شما گوش نخواهد کرد .
3- شخصيت گيج :
کلمات : نامربوط
بدن : کج و نابجا
درون : هيچ کس به من توجهي ندارد ،هيچ جا جايم نيست .
هر عملي که از يک آدم گيج سر مي زند و هر حرفي که از دهانش خارج مي شود ، با آنچه ديگران مي گويند و کاري که مي کنند نامربوط است . هرگز جوابي به جا نمي دهد . احساس دروني او به افراد مات و مبهوت شباهت دارد . صدايش هم مرتب بالا و پائين مي رود . غالباً با کلماتش نمي خواند و ممکن است بي دليل آهسته وبلند شود . زيرا فکر اين فرد در هيچ جا متمرکز نيست .
4- شخصیت همتراز
در يک آدم همتراز ، نوعي کمال ، رواني گفتار ، سرحالي و سرگشادگي و در مجموع چيزي وجود دارد در حد کمال ، مي توانيد به چنين فردي اعتماد کنيد و مي دانيد که تکليفتان با او چيست ، ضمن آنکه از حضور او احساس لذت مي کنيد چنين وصفي يک وضعيت کمال و آزادي است .
پاسخ آدم همتراز براي همه چيز واقعي است . اگر به کسي بگويد « از شما خوشم مي آيد » صدايش گرم است ، چشمش با شما است . اگر بگويد « واقعاً از دست شما فوق العاده عصباني هستم » صدايش نيز خشن و صورتش خشمگين و گرفته ، پيام يگانه و مستقيم است .
پاسخ آدم همتراز به صورت کلي است نه جزئي . تمام بدن ، اعضاي حسي ، افکار و احساسات همه واکنش نشان مي دهند و اين وضع مثلاً با پاسخ حسابگرانه در تضاد است که هيچ عضوي جز دهان ، حرکتي که آنهم جزئي است ، نشان نمي دهد .
گروه مشاوره اردکان![]()
به نام خدا
عید غدیر عید ولایت مبارک باد.

” نمي توانم جلوي خودم را بگيرم ! “
نا هنجاري وسواسي – جبري
مريم مي ترسد كه به هرچيزي دست بزند آلوده به ميكروب باشد . بنابراين براي باز كردن درها دستكش مي پوشد و هر چند دقيقه اجباراً دست خود را مي شويد تا از شر ميكروبها خلاص شود . بابك آنقدر زياد متوجه مرتب بودن است كه ساعتها در مرتب كردن و باز آرايي چيزهاي روي ميزش صرف مي كند . او قبل از آنكه همه چيز را دقيقاً سر جايش گذاشته باشد نمي تواند خانه را ترك كند.
اينها فقط دو نمونه از آثار ناهنجاري وسواسي – جبري است كه نوعي اختلال اضطرابي مي باشد كه مانع كارايي كامل بسياري از مردم مي گردد . ناهنجاري وسواسي – جبري اغلب در نوجواني يا جواني آغاز مي شود .
فرد مبتلا به ناهنجاري وسواسي – جبري معمولاً از ترسهاي غير منطقي يا افكار وسواسي رنج مي برد و اغلب به صورت جبري رفتاري تكراري را براي برطرف كردن اضطراب ناشي از آن افكار وسواسي انجام مي دهد . او معتقد است كه اگر اين رفتار را انجام ندهد اتفاق بدي خواهد افتاد . زندگي افراد مبتلا به اين اختلال پراز اضطراب و شرمساري است و اغلب قبل از تشخيص و درمان سالها در عذاب هستند . پس از تشخيص افراد مبتلا به ناهنجاري وسواسي – جبري را مي توان با دارو يا رواندرماني يا تركيبي از آندو بخوبي درمان كرد.
داروهاي متعددي در مهار علائم اختلال وسواسي – جبري در بالغين مؤثر بوده اند (مطالعه اي در شماره 25 نوامبر 1998 جاما نشان مي دهد كه سرترالين هيدوكلرايد دارويي بي خطر و مؤثر در درمان كوتاه مدت كودكان و نوجوانان مبتلا مي باشد )
اختلال وسواسي – جبري چيست ؟
اين ناهنجاري نوعي اختلال اضطرابي است . افراد مبتلا از افكاري تنش زا و ناخواسته (فكر وسواسي) بستوه مي آيند كه اغلب بسيار ناخوشايند هستند . اين فكرهاي وسواسي ممكن است نگراني از آلودگي با ميكربها يا نجاست ، ترسهاي بي دليل از آسيب ديدن يا صدمه زدن به ديگران ، ترس از دست دادن كنترل و عمل بر اساس انگيزش هاي تهاجمي ، يا ترديدهاي زياد مذهبي يا اخلاقي باشد.
بسياري از مبتلايان به اين ناهنجاري مي پذيرند كه افكار آنها بي معني است اما نمي توانند به آنها فكر نكنند چون منجر به پريشاني بزرگي مي شود . در پاسخ به اين افكار وسواسي ، آنها ممكن است به افكار جبري رفتارهاي مقرراتي (عمل جبري ) دچار شوند كه بشدت تكرار مي شوند تا به آنها در برطرف كردن اضطراب ناشي از افكار وسواسي كمك كنند . اين اجبارها ممكن است به شكل شستشوي زياد ، يا بازرسي هاي مكرر براي اطمينان از مرتب بودن اوضاع باشد .
علل
علت دقيق ناهنجاري وسواسي – جبري هنوز در جريان تحقيق است . عده اي بر اين باورند كه ممكن است ناشي از نامتعادل بودن سروتونين باشد كه يك پيامبر شيميايي در نفر است كه تصور مي شود در كنترل وضعيتهاي خلقي و هشياري دخالت دارد .
علائم
علائم ناهنجاري وسواسي – جبري طيفي از خفيف تا شديد را در برمي گيرد . عده اي ممكن است فقط به فكرهاي وسواسي دچار باشند . برخي ممكن است بتوانند افكار وسواسي و رفتارهاي جبري خود را براي مدت كوتاهي مهار كنند و بدينوسيله علائم خود را در مدرسه يا محل كار پنهان كنند . اما هنگامي كه وضعيت شديد تر مي شود ، اختلال وسواسي – جبري آنقدر زندگي فرد را اشغال مي كند كه ديگر نمي تواند در فعاليت هاي روزانه عملكرد داشته باشد چون بسياري از وقت خود را صرف مراسم وسواسي خود مي كند . ناهنجاري وسواسي – جبري گاهي همراه افسردگي ، اختلالات تغذيه اي ، ناهنجاري سوء مصرف مواد، يك ناهنجاري شخصيتي ، ناهنجاري نقصان توجه يا ديگر ناهنجاريهاي اضطرابي مي باشد . اين اختلالات همراه ، در تركيب با تمايل به پنهان كردن مشكل ، تشخيص و درمان ناهنجاري را بسيار مشكل مي كنند . و بدين ترتيب افراد مبتلا به ناهنجاري وسواسي – جبري تا سالها پس از شروع علائم هيچ درماني دريافت نمي كنند .
درمان
اين ناهنجاري را اگر زود تشخيص داده شود ، مي توان بخوبي با تركيبي از روان درماني (بويژه رفتار درماني ) و دارو درماني معالجه كرد . يك رويكرد ويژة رفتار درماني بنام ”مواجهه وجلوگيري از پاسخ“ تاثير خود را در درمان بيماران وسواسي – جبري ثابت كرده است . اين رويكرد شامل مواجهه كردن عمدي بيمار با فكر يا شيء هراس آور بصورت مستقيم يا از راه تصور خيالي است . مطالعات اخير نشان داده اند كه داروهايي كه بر پيامبر عصبي سروتونين اثر مي گذارند ، علائم ناهنجاري وسواسي – جبري را چشمگيرانه كاهش مي دهند.
پایان
گروه مشاوره اردکان![]()

به نام خدا
اختلال وسواس – جبري چيست ؟(2)
¯ توصيه به خانواده ها :
۱ – استرس و موارد بحران وضعيت بيمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزايش مي دهد لذا علي رغم ايجاد مشکلات و آشفتگي در خانواده به واسطه اين بيماري در منزل سعي نمايند فضاي با آرامشي برقرار باشد .
۲ – بيمار رواني نياز به درک خود از طرف ديگران دارد لذا پائين آوردن انتظارات به طور موقت ، مهربان و شکيبا بودن کمک کننده خواهد بود .
۳ -بدانيد بيمار براي رفع اضطراب خود دست به اعمال و مناسک وسواس گونه مي زند و هيچ کس به اندازه خود او از رفتارهايش متنفر نمي باشد . لذا از قضاوت و يا مسخره نمودن اعمال او حذر نمايند .
۴ - شما درگير رفتارهاي وسواسگونه بيمار نشويد اما حد و حدود اين اعمال بايد به روشني مشخص شده و فرد وسواسي طبق همان محدوديتها و قواعد عمل نمايد .
۵ - به بيمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نياوريد ولي به طور دائم به تکاليفي که درمانگر براي انجام تکاليف خاص تعيين نموده گوشزد نمايند .
۶ - حرکات رفتاري که براي بيمار بسيار سخت است و قادر به انجام آن نمي باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغيير دهيد و هميشه تغييرات را به بيمار گوشزد نمائيد .
۷- خشونت ، تهديد به خودکشي و يا ديگر کشي را جدي بگيريد .
۸- بايد مواظب اعتماد به نفس بيمار باشيد بجاي او تصميم نگيريد ولي در تصميم گيري او را کمک نمائيد .
۹ - فعاليتهاي روزانه دويدن ، شنا ، ورزشهاي گوناگون که باعث صرف انرژي مي شود را زياد نمائيد .
۱۰ - تلاش موفقيت آميز فرد براي موفقيت در برابر وسواس را مورد تشويق قرار دهيد .
۱۱ - دائم رفتارها و علائم بيماري را زير نظر داشته باشيد در صورت ظهور علائم جديد و علائم عود مسئله را با درمانگر در ميان بگذاريد .
گروه مشاوره اردکان![]()


