به نام خدا
راه كارها و عوامل مهم در پيروزي(6)
14 ـ پيروزمندان براي كارها و تصميمات خودشان دلايل و انگيزههاي محكمي دارند
انسانهاي موفق ارزش و اعتبار والاي موفقيتها و تلاشهاي خودشان را با محركها و علل كوچك مثل رقابت با همسالان، همچشمي با فاميل، زهر چشم دادن به ديگران، اثبات توانايي خود به ديگران، مورد تشويق قرار گرفتن از سوي ديگران و گريز از تنبيه ديگران و ... معامله نميكنند. چرا كه تلاشهايشان را در درجهي اوّل به خاطر خودشان و اهداف متعاليشان و رسيدن به كمال و رسيدن به جايي كه بايد برسند و ... انجام ميدهند و در درجات بعدي برخي محركها را در نظر ميگيرند.
فرض كنيد داوطلب كنكور تمام سعي و تلاش خود را به كار ميگيرد تا قبول شود چون دختر عمويش سال گذشته قبول شده، يا پدر و مادرش پافشاري ميكنند كه قبول شود، يا قول خريد كامپيوتر، اتومبيل و موبايل و ... در قبال قبولياش داده شده است. هرچند اينها هم عوامل اثر گذار هستند ولي بيانصافي است كه لذت دروني و فردي داوطلب كنكور و اهداف متعالياش را از قبول شدن در دانشگاه و رشته مورد دلخواه و رشد و تكاملاش، صرفاً با عوامل جزئي و بيروني ياد شده معامله شود. پس براي تمام فعاليتها و تلاشهاي خودتان در درجهي اول انگيزه و چرايي محكم و اصولي داشته باشيد تا موفقيتتان تضمين گردد.
15 ـ انسانهاي پيروزمند به موفقيت و پيروزيشان اميدوار و خوشبين بودهاند
سعي كنيد آيندهي موفق و درخشان را در مورد اهداف و تلاشهاي خودتان، از قبل حس كنيد و آنها را لمس كنيد. از احساسات يأس و نااميدي، ترس و دودلي نسبت به خود و آيندهيتان، خود را دور سازيد چرا كه اين احساسات مانع تلاشها و فعاليتهاي شما هستند. تنبلي و سستي و احساس خستگي را در شما تداعي خواهند نمود.
16 ـ انسانهاي پيروزمند از توانستن و خواستن خوب بهره ميگيرند
بسياري از موفقيتها و شكستهاي انسانها به تصوير ذهني هر فرد از خودش باز ميگردد. كساني كه تصورات ذهني مانند ناتواني، ناشايست بودن، بيلياقت بودن از خود دارند، دنبال بسياري از تصميمات و تلاشهايي كه در صورت انجامشان موفقيت در انتظارشان بوده، نميروند. يكي از اين تصويرهاي ذهني توانستن است كه نيروي مضاعفي در دارندهي خود ايجاد ميكند و او را به سمت پيروزي هدايت ميكند و ديگري هم خواستن است كه انگيزه بسيار قوي براي تلاشها و موفقيتهاست. پس اين نكته را در نظر داشته باشيد كه ميتوانيد پس بايد بخواهيد. در اين ارتباط يك چرخه يا دور توانستن در دو بعد مثبت و منفي و يك چرخه يا دور خواستن در دو بعد مثبت و منفي مطرح ميشود كه در صفحه بعد ترسيم شده است. سعي كنيد دور خواستن و توانستن خودتان را با موارد پيشنهادي تطبيق دهيد.
انسانهاي موفق در تمام تصميمات و موفقيتهايشان خودشان را در دور لازم توانستن و خواستن قرار داده و ميدهند. و از دور باطل هر كدام از آنها پيشگيري ميكنند. پس ميتوان ادعا نمود توانستن و خواستن مناسب مساوي است با پيروزي.
(ادامه دارد)
گروه مشاوره اردکان![]()

به نام خدا
راه كارها و عوامل مهم در پيروزي(5)
11 ـ از خودتان شناخت درستي داشته باشيد:
انسانهاي پيروز از خودشان تعريف درستي دارند و قوتها و ضعفها و معايب خودشان را به طور واقعبينانه ميشناسند. از استعدادها و تواناييهاي خود شناخت صحيحي دارند. در زمينههايي كه ضعف دارند بر اساس اين خودشناسي تصميم نميگيرند و وارد نميشوند و اگر وارد شدند با احتياط كامل وارد ميشوند و قدم بر ميدارند. در رابطه با ديگران به ويژه در برابر انتقادهاي سازندهي آنها مقاومت ندارند. چون ممكن است برخي از صفات و ويژگيهايمان را ديگران بدانند و ما خودمان از آنها غافل باشيم. براي پي بردن به اهميت اين روابط در خودشناسي به چهارچوب روابط يا پنجرهي معروف جوهاري اشاره ميشود. جو و هاري رفتارها و حالت و ويژگي هر انسان را در يك پنجره به شكل زير ترسيم كردهاند:
|
نا معلوم بر خود |
معلوم بر خود |
|
|
کور 2 |
باز 1 |
معلوم بر دیگران |
|
تاریک 4 |
محرمانه 3 |
نامعلوم بر ديگران |
ناحيه (1): بخشي از شخصيت و حالات انسان كه هم براي خود فرد روشن است و هم براي ديگران.
ناحيه (2): بخش كور شخصيت و حالات و صفات فرد است و شامل حالاتي است كه خود فرد از آنها غافل است امّا ديگران از آنها با خبر هستند.
ناحيه (3): در اين ناحيه فرد برخي از رازها و حالاتي را دارد كه خودش از آنها مطلع است و ديگران از آنها بيخبر هستند.
ناحيه (4): شامل صفات و حالات و انگيزشهايي كه هم براي خود فرد و هم براي ديگران نامعلوم است.
البته اندازهي اين چهار خانه در تمام انسانها يكسان نيست. در افراد خودخواه اندازه آنها متفاوت از فرد متظاهر خواهد بود. امّا در كل اگر رابطهي فرد با ديگران درست باشد، انتقادهاي سازنده را پذيرا باشد و صداقت و خلوص را در خودش بپروراند و سعي كند خود واقعياش باشد و در مجموع انسان موفقي باشد به وسعت خانهي شمارهي يك افزوده شده و از وسعت خانههاي 2 و 3 و 4 كاسته خواهد شد. پس پنجرهي يك انسان پيروز و موفق و سالم از نظر رواني و اجتماعي و ... به شكل زير خواهد بود.
|
نامعلوم بر خود |
معلوم بر خود |
| |
|
2 |
|
1 |
معلوم بر ديگران |
|
4 |
|
3 |
نامعلوم بر ديگران |
انسانهايي كه خود شناسي قوي دارند خودشان را آن طوري كه هستند ميشناسند و قبول دارند و خودشان را حتيالامكان آن طوري كه هستند به ديگران ميشناسانند.
12 ـ انسانهاي موفق از عزت نفس يا خود ارزيابي مثبت برخوردارند
براي رسيدن به اين وضعيت، انسانهاي موفق از برتريها و امتيازات خودشان شناخت دارند. و شما هم اگر ميخواهيد به آن برسيد كافي است با خودتان دوست شويد و با خود آشتي كرده و دست از دشمني و كينه نسبت به خود برداريد و خودتان را از محكمهي ناعادلانه خودتان نجات دهيد. علاوه بر آن راههاي زير ميتواند شما را در رسيدن به عزت نفس بالا ياري دهد:
ـ فهرستي از توانمنديها و ويژگيهاي خود تهيه كنيد.
ـ خود را با ديگران كمتر مقايسه كنيد. به ويژه ضعف خود را با قوت ديگران مقايسه نكنيد.
ـ اين مطلب را بپذيريد كه هر انسان ضعفي دارد و قوتي.
ـ به سر و وضع و آراستگي ظاهر خود به طور شايسته و مناسب برسيد.
ـ از ديگران بخواهيد قوتها و امتيازات و برتريهاي شما را برايتان بگويند.
ـ و ...
13 ـ روش اسنادي (نسب دادن) خودتان را خوب بشناسيد و از آنها به طور شايسته استفاده كنيد
منظور از اسنادها، اين است كه هر فرد موفقيتها، شكستها و نتايج تلاشهايش را به عوامل مختلف نسبت ميدهد. ممكن است فردي موفقيت خودش را به شانس خوب و شكستاش را به بد شانسي نسبت دهد و يا ممكن است ديگري به عوامل محيط، ديگران نسبت دهد و برخي هم به لياقت و شايستگي خودشان يا برعكس به بيلياقتي و ناتواني خودشان. شما از كدام دسته هستيد؟ عوامل اسنادي يا اسنادها به دو دسته كلي بيروني و دروني تقسيم ميشوند. در عوامل بيروني ديگران، افراد خانواده، دوستان، اقبال و شانس و شرايط جوي و محيطي و طبيعي و موانع و تسهيل كنندههاي بيروني قرار دارند. و در عوامل دروني لياقت، توانايي، تلاش و پشت كار، تعقل و تصميمگيري درست و برعكس بيلياقتي و ناتواني و بيتفاوتي و تنبلي و ... كه به خود فرد مربوط ميشوند قرار دارند.
انسان موفق به دليل خودشناسي قوي و در نظر گرفتن ساير صفات از اين اسنادها به نحو شايسته استفاده ميكنند. موفقيتهايي را كه در سايه تلاش و زحمت و پشت كار فراوان و با تدبير خودشان و ... به دست آوردهاند آنها را به ديگران و شانس و اقبال و ... نسبت نميدهند و از اين طريق احساس اقتدار و لياقت و شايستگي را در خودشان تقويت ميكنند. و در مقابل افراد پيروزمند شكستهايشان را كه ناشي از عوامل بيروني و شرايط و موانع اجتماعي است به خودشان و به بيلياقتيشان نسبت نميدهند. پس اسنادها را در مورد خودتان خوب بشناسيد و از آنها به طور معقول و واقعبينانه استفاده كنيد.
(ادامه دارد)
گروه مشاوره اردکان![]()

به نام خدا
راه كارها و عوامل مهم در پيروزي(4)
7 ـ انسانهاي پيروز زندگي عاشقانه دارند
زندگي عاشقانه يعني وجود عشق، علاقه و شور و اشتياق در كل وجود انسان، برخي از انسانها در تمام امورات زندگيشان اشتياق و علاقه و شور و نشاط را دارند، هيچكاري را با سستي و حالتهاي كسالت و بيميلي شروع نميكنند، عشق به همه چيز دارند. حتي از سادهترين فعاليت زندگي مثل نگاه كردن يا راه رفتن يا آب خوردن يا ... گرفته تا پيچيدهترين فعاليت زندگي مثل مطالعه، تفكر و ... را طوري انجام ميدهند مثل اين كه تشنهي انجام آن هستند.
در اين ارتباط شعار زندگي انسانهاي پيروزمند اين است، يا كاري را انجام نده و يا اگر آن را انجام دادي با تمام وجود و با شوق و علاقه و با جديت و نشاط كامل انجام بده.
لذت رواني انسان از زندگي و امورات زندگي در مقابل غلبه بر خستگي و احساس نارضايتي از زندگي و فعاليتهاي روزمره و تلاشها به اين اصل يعني زندگي عاشقانه وابسته است. پس هر كاري را كه شروع ميكنيد، هر تصميمي را كه اتخاذ نمودهايد، هر مسيري را كه شروع كردهايد، خلاصه هر فعاليت و كاري حتي امورات بسيار جزئي را كه ميخواهيد انجام دهيد، آن چنان قدم برداريد، كه گويي تشنهي آن هستيد و با تمام وجود به آن علاقه داريد و به آن عشق ميورزيد.
البته در كنار اين عشق، عشق به انسانها، عشق به تمام هستي و خالق آن، عشق به تمام زيباييها و ... نيز از ضروريات زندگي است.
8 ـ زندگي توأم با برنامه
داشتن برنامه يعني تزريق نظم به زندگي، يعني استفاده به جا و درست از اوقات، يعني استفاده حداكثر از حداقل زمان و اوقات در زندگي، يعني رهايي از هر چه پيشآيد خوش آيدها، يعني نتيجه گرفتن از تلاشها، يعني رهايي از سرزنشهاي خود، يعني رهايي از پوچي و بيهدفي و سرگرداني و ...
البته وجود برنامه يا برنامهريزي در زندگي مفهوماش اين نيست كه انسان مانند يك ابزار خود را اسير يك برنامه يا برگ كاغذ تحت عنوان برنامه نمايد و بر اساس ساعات و دقايق تعيين شده در آن حركت كند. بلكه برنامه يعني انديشهي قبل از عمل و آگاهانه و بر اساس يكسري اهداف، عمل كردن است. و برنامهريزي يعني هر كاري را در جاي خود و به موقع انجام دادن و تقسيم زمان به تمام فعاليتهاي روزمره و مورد دلخواه و مورد نياز. و فدا نكردن يك فعاليت مثل مطالعه يا تفريح به يك فعاليت ديگر مانند خواب.
انسانهاي پيروز وقتي صبح بر ميخيزند تا شب ميدانند چند ساعت ورزش دارند، چند مدت مطالعه و چقدر فعاليت شغلي و چه ميزان خواب و قدم زدن و ... و ميدانند چه فعاليتهايي را در آن روز بايد انجام دهند. و اوقات از دست رفتهي شان را به حداقل ميرسانند و اگر نياز نداشته باشند و ضرورتي نباشد، به دوستشان هم زنگ نميزنند، از خانه بيهدف بيرون نميآيند، درِ خانه كسي را بدون دليل نميزنند و سرگردان در خيابان و پارك آنها را نميتوان ديد و اگر هم در خيابان يا در پارك قدم ميزنند دليلي بر آن دارند، آن هم رفع يك نياز يا رفع خستگي و لذت بردن از زندگي و محيط و ايجاد تنوع در زندگي و آن هم در حد معقول خواهد بود.
پس اگر طالب پيروزي هستيد:
خود را از سرگرداني برهانيد و نظم را در زندگي ايجاد كنيد.
9 ـ برخورد مناسب با شكستها در زندگي
در ارتباط با شكستها در زندگي به چند نكتهي مهم بايد توجه داشت:
اول ـ شكست از زندگي انسان جدا شدني و حذف شدني نيست. حتي ميتوان ادعا نمود كه شكست و خطا و اشتباه براي انسان يك امر طبيعي بوده و جزئي از زندگي انسان است.
دوم ـ وقتي شكستها وجود دارند پس ميتوان از آنها درس گرفت تجربه كسب نمود، آنها را به حداقل رسانيد و از تكرار آنها جلوگيري نمود.
سوم ـ اين كه انسانها با شكستهايشان برخوردهاي متفاوتي دارند. برخي از انسانها از شكست عبرت ميگيرند و همان شكست نيرو و انگيزهاي را در فرد براي جبران آن و كسب پيروزيهاي بزرگتر ايجاد ميكند. اين قبيل افراد هراسي از شكست ندارند، هيچ وقت تسليم آنها نميشوند. و ذرهاي نااميدي و يأس را در خود ايجاد نميكنند. امّا بر عكس برخي از انسانها واكنش نااميدي و يأس و كنارهگيري و تسليم را پيشهي خود ميسازند و از تلاش و جبران آن باز ميمانند.
بايد توجه داشت كه خيلي از شكستها زائيدهي خود انسان نيست. هيچ فردي عمداً نميخواهد شكست بخورد. گاهاً شرايط و موقعيتها و كمبودها و محدوديتها و موانع بيروني باعث شكست انسان ميشود. البته خيلي از شكستها هم ممكن است به خود فرد بازگردند. لذا بهترين عكسالعمل در برابر شكستهاي زندگي پس از عادي دانستن آنها، ريشهيابي و تأمل درباره چرائي آن است.
ريشهيابي و يا بررسي چرائيها به خاطر سرزنش خود نيست بلكه به خاطر تلاش براي جبران و پيشگيري از تكرار نشدن آنهاست.
پس اين مطلب را فراموش نكنيد، پيروزي بدون شكست معنا و مفهومي ندارد، پس تلاش كنيد و از شكستها نهراسيد و آنها را خوب تحليل كنيد و واكنش مناسب با آنها داشته باشيد، مطمئناً پيروزي از آن شماست.
10 ـ مثبت نگري را پيشهي خود سازيد
مثبت نگري يعني يك تلاش آگاهانه و ارادي در جهت تشخيص و درك زيباييها و قوتها در خود و محيط پيرامون خود. در مقابل آن بدبيني قرار دارد كه افراد گرفتار به آن از تمام عالم تنها بديها و ضعفها و كاستيها را ميبينند. البته در كنار اين دو واقعبيني و ديد انتقادي (در مفهوم صحيح آن) نيز وجود دارد كه خيلي پسنديده است.
يكي از آفتهاي مهم در دوره نوجواني و جواني حساسيت فرد نسبت به معايب و كاستيهاي خود و محيط زندگي و بزرگ نمودن آنها و مقايسهي آنها با قوتها و امتيازات ديگران در همان زمينه ميباشد.
توصيهاي كه به نوجوانان و جوانان ميتوان نمود اين است كه سعي نمايند زيبا شناس باشند. زيباييها و قوتهايي كه در خود و محيط اطراف خودشان وجود دارد را شناسايي كنند. حداقل اگر نميخواهيد مثبت نگر باشيد، واقعبين باشيد چون در واقعبيني هم زيباييها را بيشتر خواهيد ديد، چون خالق هستي همه چيز را زيبا آفريده، اگر چيزي را هم زشت ميبينيم به دليل زشتي آن نيست بلكه ديد ماست كه آن را بد ميبيند. كافي است 10 روز تصميم بگيرد به اطراف خود كه مينگريد، به يك انسان كه نگاه ميكنيد، خودتان را وقتي تماشا ميكنيد، به يك محيط و تصوير و اثر كه نظري ميافكنيد يا ميانديشيد در درجهي اوّل زيباييها را ببينيد و به دنبال قوتها و زيباييهاي آن باشيد. مطمئناً تغيير مثبت آن را در جسم و درون خود خواهيد ديد.
پس هرچه زودتر تصميم بگيريد، اگر ميخواهيد پيروزمند شويد. زيبا شناس و زيبا نگر باشيد.
(ادامه دارد)
گروه مشاوره اردکان ![]()
منبع: http://www.iiketab.com/ebook/



