تبليغاتX
گروه مشاوره اردکان

به نام خدا

عصبانیت و راه حل آن

جنون، شكل پیشرفته عصبانیت است.هراس بی جهت مانند ترس است، حالتی كه در آن ما حتی فاقد كنترل رفتار و دنیای اطرافمان هستیم.تنفر حالت شرطی بسیار بدی از یك فرد است كه در فكر ما به وجود می آید، از تماس با او اجتناب می كنیم و ممكن است بدترین چیزها را برای او آرزو كنیم، شاید حتی امیدوار باشیم كه او مصیبتی را تجربه كند. هر سه هیجانی كه در اینجا نام برده شد، هركدام به شكلی است كه در اینجا آنها را به طور ساده عصبانیت خواهیم نامید.

هیجانات ثانویه ای در حواس ما وجود دارند كه از هیجانات دیگر ناشی می شوند، از قبیل: آسیب دیدن، ترس، گناه، ظلم، یأس و غیره.به طور كلی ما توسط دو باور كنترل می شویم :

1 - ما باور داریم كه باید بعضی چیزها را داشته باشیم كه دیگران مانع از این شده اند كه ما آنها را داشته باشیم. این موارد می تواند چیزهایی مانند: خواب، غذا، پناهگاه، آسودگی فكر، همسر یا اشخاص دیگری كه ما به آنها وابسته هستیم باشد.
بعضی از عصبانیت هایی كه ما نسبت به دیگران داریم واقعاً یك فرافكنی از احساس عصبانیت نسبت به خودمان است. اگر ما بتوانیم در آن موقعیت ها خودمان را درك كنیم و بپذیریم، ممكن است دیگران را هم درك كنیم و بپذیریم.
2 - ما باور داریم شخصی كه ما درباره او احساس عصبانیت داریم مسئول این ماجراست، برای این كه ما این گونه درك می كنیم. ما باور داریم كه اگر آن فرد نبود، ما بدبخت نبودیم؛ آن مرد یا زن مسئول درد و بدبختی ماست. عصبانیت همچنین می تواند شروعی باشد كه دلالت دارد بر تغییر اساسی در یك فرد یا حتی در تمامی یك جامعه. عصبانیت می تواند منبعی از انرژی باشد كه صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می شود. با فهمیدن، شناختن، بیان كردن و شرح دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، می توانیم قدرت و عزت نفس خودمان را به دست آوریم. نیاز ما با عصبانی شدن نسبت به دیگران، برآورده نمی شود. ما می توانیم یاد بگیریم كه این انرژی را به طرق غیر خشن اظهار كنیم. تكنیك های گوناگونی برای تخلیه هیجانی این انرژی وجود دارد كه به هیچ وجه به طرف دیگران صورت نمی گیرد. همچنین مواردی وجود دارد كه ما به منظور گرفتن نتیجه به عنوان این كه مسئول هستیم ممكن است نیاز به اظهار عصبانیت داشته باشیم. می توانیم این كار را بدون این كه دیگران را فریب دهیم یا به آنها آسیب برسانیم انجام دهیم. تنفر از دیگران براساس ضعف و تا حدودی جبران قابلیت ها است. یك شخص قوی به ندرت متنفر می شود.

ما عصبانیت خودمان را تا اندازه ای تشخیص می دهیم، بیان می كنیم ، راه های غیر مضر ابراز آن را شرح می دهیم، و انرژی آن را در جهت مثبت، به سوی قدرتمند شدن خودمان و تغییر اجتماعی متمركز می كنیم.

فهرستی از بعضی از علل رایج عصبانیت نسبت به دیگران، می تواند بدین ترتیب باشد :

1 - وقتی دیگران كاری را انجام می دهند كه موافق نظر ما نیست .

2 - وقتی دیگران ما را درك نمی كنند.

3 - وقتی دیگران مانع از ارضای نیازهای ما می شوند (یك نیاز می تواند روان شناختی باشد از قبیل نیاز به مورد قبول دیگران قرار گرفتن، مورد احترام دیگران بودن، یا داشتن عزت نفس )

4 - وقتی دیگران به ما احترام نمی گذارند.

5 - وقتی دیگران فكر می كنند كه برتر از ما هستند.

6 - وقتی دیگران سعی در كنترل یا سرکوبی ما دارند.

7 - وقتی دیگران ما را مورد انتقاد قرار می دهند.

8 - وقتی به ما دروغ می گویند یا درباره زندگی خصوصی ما صحبت می كنند.

9 - زمانی كه دیگران ما را اذیت می كنند یا شخصی بر روی كارهای ما دقیق می شود.

10 - وقتی دیگران مقاصد شر یا انگیزه های پنهانی دارند.

11 - وقتی دیگران منفی نگر هستند، شكایت می كنند، ناله می كنند، انتقاد می كنند.

12 - زمانی كه بعضی از افراد فكر می كنند بیشتر از همه می دانند.

13 - وقتی بدون این كه بپرسیم به ما اطلاعات می دهند.

14 - وقتی افراد نقش قربانی یا بدبخت را بازی می كنند و می خواهند به آنها توجه شود.

15 - زمانی كه دیگران برای مراقبت از خودشان پرستار نمی گیرند یا محموله و بار خودشان را حمل نمی كنند.

16 - وقتی افراد زیاد اشتباه می كنند.

17 - زمانی كه افراد به قولشان یا قرار ملاقات توجه نمی كنند.

18 - وقتی دیگران ضعیف و وابسته هستند.

19 - هر وقت سایرین خودپسندانه عمل می كنند و نسبت به نیازهای ما بی اعتنایی می كنند.

20 - هنگامی كه دیگران از ما یا سایرین استفاده می كنند.

21 - وقتی دیگران سرد و غیر حساس هستند.

22 - زمانی كه افراد نسبت به دنیای اطرافشان یا تعهدات خود احساس مسئولیت نمی كنند.

23 - وقتی دیگران تنبلی می كنند.

24 - زمانی كه نیازهای ما را نادیده می گیرند.

25 - وقتی دیگران ما را نادیده می گیرند و سایر دلایل دیگر.

جالب توجه خواهد بود كه در برابر رفتار كردن طبق این موارد از اول تا آخر در این فهرست كلمه «من» را جایگزین كلمه «دیگران» نماییم.

وقتی ما از دست خودمان عصبانی هستیم می توانیم برای خاتمه دادن به آن، تغییرات مشابهی را در عبارتمان ایجاد كنیم. این تجربه ممكن است فاش كند كه بعضی از عصبانیت هایی كه ما نسبت به دیگران داریم واقعاً یك فرافكنی از احساس عصبانیت نسبت به خودمان است.

 اگر ما بتوانیم در آن موقعیت ها خودمان را درك كنیم و بپذیریم، ممكن است دیگران را هم درك كنیم و بپذیریم.اعمال مثبتی را كه پیش از عصبانیت یا تنفر می توانیم انجام دهیم عبارت اند از :

1 - آیا ما می توانیم شخص دیگری بشویم؟ ویژگی های منفی و ضعف ها را بشناسیم. همه ما عیوبی داریم و لحظاتی وجود دارد كه ما به دیگران احترام نمی گذاریم و آنها را دوست نداریم.

2 - اگر ما اعتقاد داشته باشیم كه اتفاقات تصادفاً رخ می دهند و این كه آنچه را در هر لحظه برای روند ترقی خود نیاز داریم به درستی در زندگی معین كنیم، قادر خواهیم بود مسئولیت آنچه را كه اتفاق می افتد بر عهده بگیریم و دیگران را مقصر ندانیم.

عصبانیت می تواند منبعی از انرژی باشد كه صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می شود. با فهمیدن، شناختن، بیان كردن و شرح دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، می توانیم قدرت و عزت نفس خودمان را به دست آوریم. نیاز ما با عصبانی شدن نسبت به دیگران، برآورده نمی شود. ما می توانیم یاد بگیریم كه این انرژی را به طرق غیر خشن اظهار كنیم.
3 - ما نیاز به درك این مطلب داریم كه تنها خالق حقیقت خودمان هستیم و این كه مجذوب زندگی هستیم و دیگران با آنچه كه ما در درون خودمان احساس و فكر می كنیم و با آنچه ما یاد می گیریم هیچ شباهتی ندارند.

4 - ما می توانیم انرژی خود را به سوی تغییر دادن یا خنثی كردن آنچه كه ما را عصبانی می سازد هدایت كنیم.

5 - ما می توانیم ویژگی های منفی و ضعف هایمان را بشناسیم و بفهمیم و بنابراین درک بهتری از دیگران داشته باشیم.

6 - ما می توانیم بخشیدن را یاد بگیریم و دیگران و خودمان را به صورتی كه هستیم دوست داشته باشیم.

(پایان)

منبع :بخش اجتماعی تبیان

                                                        گروه مشاوره اردکان

 

نوشته شده توسط سیدرضاموسوی در 87/08/15 ساعت 11:39 | لینک ثابت |

به نام خدا

 

چرخه معیوب عادات نادرست...

هر كدام از ما به گونه‌ای خاص زندگی می‌كنیم كه بخش عمده‌ای ازاین طرز رفتار و منش را خودمان شكل داده‌ایم. آن‌چه كه تصویر كلی این روش را ترسیم می‌كنند، عادات ما هستند. به این عبارت توجه کنید: "مردم عاداتشان را به وجود می‌آورند و عادات آنها آینده‌شان را خلق می‌كند." این عبارتی بسیار پرمغزاست كه در قالب دو جمله ساده بیان شده است.
عادت‌های ما نحوه زندگی ما را مشخص می‌‌كنند كه بسته به چگونگی این‌ها الگوهای خوب یا بد و مفید یا مخرب پدید خواهند آمد. هیچ كس آگاهانه عادت‌های ابتدایی‌اش- چه خوب و چه بد- را ایجاد نمی‌كند و ممكن است به جایی برسد كه دریابد عادت بدی كه سال‌ها با آن زندگی كرده اثراتی مخرب برایش به جا گذاشته است. بدتر از همه این كه امكان دارد اصلا نفهمد كه آن چه تا به امروز مانع پیشرفت او در زندگی شده دنیایی
تلخ و ناخوشایند برایش خلق كرده است، همین عادات اوست. این اشخاص پس از ناكامی و عدم موفقیت در انجام كاری، دیگران را مقصر می‌دانند و اصلا هم از انتقاد خوششان نمی‌آید. وقتی كه اطرافیانشان از رفتارشان آزرده و دلخور می‌شوند و به آنها اعتراض می‌كنند، خشمگین شده بحث و جدل بیهوده‌ای را آغاز می‌نمایند تا خود را بی‌گناه نشان دهند. در زیر تعدادی از این عادات را می‌آوریم كه همگی ما یا به بعضی مبتلاییم یا این كه اشخاص صاحب این عادت‌ها را می‌شناسیم و دیده‌ایم:
- دیر آمدن سر قرار ملاقات
- فراموش كردن مصرف داروها
- تا دیر وقت بیدار ماندن و صبح خواب ماندن

-         به تاخیر انداختن تکالیف درسی ومدرسه ای
- هله هوله خوردن
- نخوردن صبحانه
- سیگار كشیدن یك عادت مرگبار
- پرحرفی كردن
- پس ندادن پول و لوازمی كه از دیگران قرض می‌گیرند.
- ناخن جویدن
و صدها عادت ناپسند دیگر. اگر عادات بدی دارید و می‌خواهید آنها را كنار بگذارید، تصمیم بسیار خوبی گرفته‌اید كه البته اجرای آن ساده نیست.
لازمست كه ابتدا بنشینید و تمامی رفتارهایی كه به نظرتان مضر و مانع پیشرفتان هستند را یادداشت كنید. سپس این لیست را چند بار دیگر مرور كنید و ببینید كه كدام عادات را از قلم انداخته‌اید و آیا آن‌هایی كه یادداشت كرده‌اید واقعا عادات بد و ناپسندی هستند یا این كه شما خودتان هم به درستی از مثبت و منفی بودنشان مطمئن نیستید.
راه دیگری هست كه هم می‌تواند در پیدا كردن عادات بد كمكتان كند و هم در اطمینان از خوب یابد بودن آنها.
اطرافیان و بازخوردهایشان منابع مطمئنی هستند . به كسانی كه به آنها اعتماد داشته و در نظرتان اشخاصی دانا و صادق و كاردان هستند، رجوع كنید.
از آن‌ها بپرسید كه چه عادت‌های بدی در شما می‌بینند. مراقب باشید كه انتقادپذیری و اعتماد به این نظرات شروط اساسی تغییر عادت‌های بد هستند. البته هرگز به نظرات یك نفر بسنده نكنید، چرا كه ممكن است او از یكی از الگوهای رفتاری شما خوشش نیاید و آن را مطابق چهارچوب رفتاریش نیابد. در این حالت دوست شما می‌گوید كه این عادت ناپسندی است و بهتر است اصلاحش كنید. شما از ده نفر دیگر هم می‌پرسید و فقط یكی نظر شخص اول را تایید می‌كند. در این جاست كه در می‌یابید، به اشتباه این رفتار را در لیست نوشته‌اید.
عكس این موقعیت بسیار صادق است. به طور مثال شما عادتی را در لیست "بدها" آورده‌اید و تا اندازه‌ای به ناپسندی آن اطمینان دارید ولی از ته دل می‌خواهید كه اشتباه كنید و این رفتار قابل قبول باشد. (به هر حال هیچ كس از انتقاد خوشش نمی‌آید؛ حتی اگر منتقد خود او باشد!) به همین خاطر از ده نفر سوال می‌كنید و هشت نفرشان می‌گویند كه بله این رفتار و عادت خوب نیست و بارها به خاطر این رفتار از شما رنجیده و دلخور شده‌اند. در این حالت باید به خود بیایید و برای حل این مشكل و حذف این رفتار بد چاره‌ای بیاندیشید.
بهتر است به این حقیقت توجه كنید و آن را به خاطر بسپارید: واكنش‌ها و بازخوردهای عاطفی و عملی دیگرانی كه شاهد رفتارهای هستند، اغلب از واقعیت كارمان خبر می‌دهند و در بیشتر مواقع، درك و برداشت و تلقی‌ ما از عملكرد و رفتارهایمان، نادرست و تصوری غیرواقعی بیش نیست.
یافتن عادات بد مسئله مهمی است و یك گام به جلو محسوب می‌شود، ولی اقدام و برنامه‌ریزی و تلاش برای تغییر، امری بسیار مهمتر است.
بعضی از این افراد ناامید می‌شوند و با خود می‌گویند: "غیرممكن است! من نمی‌توانم عادتی كه ده سال با من بوده را كنار بگذارم!" ولی این فكر، اشتباه است. بله تغییر و حذف یك عادت و الگوی رفتاری كهنه آسان نیست ولی ممكن است! صبر و پشتكار رموز موفقیت در پروسه تغییر و كنار گذاشتن عادات و منش‌های ناپسند هستند. در این مسیر هم نظرات و بازخوردهای دیگران- این بار ایده‌ها و نظرات مثبت- مشوق‌ها و انگیزه‌هایی قوی برای تلاش هستند كه شخص را تا كنار گذاشتن كامل آن رفتار پیش می‌رانند.
در آغاز كار، نارضایتی‌ها، دلخوری‌ها و نظرات منفی و حتی سرزنش‌های اطرافیان، محرك تغییر و تلاش برای كنار گذاشتن عادات ناپسند بودند. مدتی بعد و به تدریج آن رفتارهای آزاردهنده، جای خود را به رفتاری دوست داشتنی، تعاملاتی موثر و مصاحبت‌های خوشایند و سازنده می‌دهند. مخاطبان، خانواده و همكاران رنجیده و دلخور و یا خشمگین پیشین، اكنون از مصاحبت، زندگی و كار با این شخص اجتماعی و آگاه و انتقادپذیر لذت برده راضی و خوشنود هستند.
در این میان چه كسی بیش از همه سود می‌برد؟ خود او. حذف عادت‌های بد شخصی و اجتماعی این انسان و خلق رفتارهایی پسندیده باعث می‌شوند كه از دیگران
بازخوردهای مثبت دریافت كند و این سخنان و رفتارهای خوشحال كننده محرك‌هایی نیرومند هستند. او نیز كمتر از خودش انتقاد كرده خود را سرزنش می‌كند. اگر می‌خواهید این اقدامات را شروع كنید، عضوی از اعضای خانواده كه به شما نزدیكتر است یا یكی از دوستان صادق و صمیمی هم می‌تواند كمكتان كند و راهكارهایی مفید ارائه دهد. مثلا از او خواهش كنید كه هر گاه تغییر مثبتی در رفتارتان دید به شما بگوید و اشكالات موجود را برایتان مشخص كند. چرا كه بازخورد و واكنش یك ناظر بیرونی در این چنین مسائلی مهم و قابل توجه و دقت است.
پس از موفقیت در هر مرحله به خودتان پاداش دهید. گفته‌های دیگران مهم هستند ولی رضایت و قدردانی شما از خودتان هم یك بازخورد مثبت است كه بسیار هم كمكتان خواهد كرد.
در پایان باید گفت كه ترك عادت موجب مرض نیست! آن‌چه كه مخرب و مانع رشد است، ادامه رویه‌ها و عادات نادرست و چرخه‌های معیوب زندگیست

 

پایان

       گروه مشاوره اردکان

نوشته شده توسط سیدرضاموسوی در 87/08/01 ساعت 9:7 | لینک ثابت |
 
business articles
..